رَبُّنا الرّحمن المُستَعان

تفسیری با رویکرد تربیتی از آیات قرآن

خود را با ارتکاب گناه کوچک نگردانیم

بسم الله الرحمن الرحیم


وَ الَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذَا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ کِرَامًا(فرقان/72)

ترجمه آیه: و [بندگان خداوند] کسانى‏اند که گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏گذرند.

1.      زور" در لغت به معنى تمایل و انحراف است، و از آنجا که دروغ و باطل و ظلم از امور انحرافى است، به آن" زور" گفته مى‏شود و منظور از" شهود" گواهی دادن و یا  حضور است، یعنى بندگان خاص خداوند شهادت باطل و دروغ نمی دهند و یا در مجالس باطل، حضور پیدا نمى‏کنند در معنی دوم مجالس لهو و لعب و شرب خمر و دروغ و غیبت و امثال آن را نیز در برمى‏گیرد. از امام صادق (ع) معنی زور در این آیه سوال شد و ایشان فرمودند منظور غنا می باشد یعنی بندگان خدا در مجالس غنا حضور نمی یابند. و مراد از لغو هر چیزی است که خیری در آن نباشد.

2.      پس مراد این آیه این است که مؤمن در مجالس باطل و گناه حضور نمی یابد و برای حضور کسی در مجلس گناه کمک نمی کند و بی شک خودش آن گناه را مرتکب نمی شود مثلا مؤمن نه در مجالس غنا حضور می یابد نه بلیط حضور کسی را تهیه می کند و نه خودش اهل غنی می باشد. حاضر نشدن در مجلس گناه و بى‏اعتنایى به گناهکاران، نوعى نهى از منکر است.‏

3.      کریمانه عبور کردن از لغو در روایات به معنی عدم بکار گیری کلمان زشت در زبان آمده است مؤمن وقتی صدا ها و کلمات زشت و یا بی ارزش می شنوند گوش های خود را پاک نگه می دارند همانگونه که دوست دارند زبانشان آلوده واژه های زشت نشود.

4.       این آیه به زندگی هدفمند مؤمن اشاره دارد. کسی که در این دنیا هدفی مقدس را دنبال می کند و قصد دارد با زندگی در این دنیا مقامات عالی معنوی را بدست آورد و به خداوند نزدیک شود به حدی که در بهشت همنشین انبیا و اولیا گردد زمان و عمر خود را به امور بیهوده و به طریق اولی به گناه صرف نمی کند و این در حقیقت کوچک نکردن خود است و عبور کریمانه و بزرگ منشانه از کنار چیزهای بی ارزش و زشت است.

موافقین ۰ مخالفین ۰

تنها انسان های لجباز از خطاهای خود توبه نمی کنند

بسم الله الرحمن الرحیم

إِلَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنَاتٍ  وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا وَ مَن تَابَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلىَ اللَّهِ مَتَابًا (فرقان/ 70 و 71)

ترجمه آیات: مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدیهایشان را به نیکی تبدیل مى‏کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است. و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، در حقیقت به سوى خدا بازمى‏گردد.

1.      توبه یعنی بازگشت از گناه و کمترین مرتبه‏اش پشیمانی است، و معلوم است که اگر کسى از کرده‏هاى قبلى‏اش ندامت نداشته باشد از گناه دور نمى‏شود و هم چنان آلوده و گرفتار آن خواهد بود. توبه همان ایمان قلبى و آتش حسرت است که سبب مى‏شود تیره‏گى شرک و گناه از روح انسان زائل شود و صفاى فطرى که به دلیل شرک و یا ارتکاب گناه از دست داده بود بازیابد. و سیئه به معناى قبیح و عمل ناشایسته است ‏سیئه به کاری گفته مى‏شود که مخالف امر خدا باشد.

2.      توبه کننده واقعی شرایطی دارد از جمله: ترک کردن گناه و پشیمانى از انجام آن، اراده و عزم عدم بازگشت به گناه و همچنین تدارک نمودن زمینه ممکن براى جلوگیرى از اعاده آن، هر گاه این چهار شرط فراهم شود شرایط توبه و عدم بازگشت به گناه کامل گشته است. در این آیات برای قبول توبه سه شرط بیان شده است: اول پشیمانی از گناهی که مرتکب شده است دوم اقرار به ایمان سابق خود که در هنگام گناه تیرگی آن را فرا گرفته بود و سوم جبران گذشته با انجام کارهای نیک. پس گنهکار در آتش جهنم گرفتار خواهد بود مگر این سه کار را در دنیا انجام دهد: اول توبه و بازگشت، دوم ایمان و سوم عمل صالح.

3.      یکی از مصادیق عمل صالح برای توبه کننده قبول عواقب گناهی است که مرتکب شده است قاتل باید قصاص شود و اگر غیر عمد بوده باید دیه پرداخت کند؛ دیه فرزندان سقط شده طبق احکام شرع بر عهده سقط کننده است و تا دیه را پرداخت نکند توبه نکرده است. زناکار باید حد زده شود و ...

4.      در این آیه یکی از آثار توبه این است که اعمال زشت انسان در اثر توبه تبدیل به اعمال زیبا می شود؛ در حقیقت این آیه مى‏خواهد بفهماند که توبه در نزد خداوند آن قدر عظیم و اثرش آن چنان زیاد است که گناهان را مبدل به ثواب مى‏کند و این کار هیچ بعید نیست، چون توبه عبارت است از سپردن خود به خداوند و خداى غفور و رحیم در باره بنده اش چنین بخششی را می کند. از امام باقر علیه السّلام در باره همین موضوع سوال شد ایشان فرمود: مؤمن گناهکار را در روز قیامت برای حسابرسی می آورند در حالی که خداى تعالى متولى حساب او است، خداوند او را از گناهانش آگاه می کند بدون اینکه کسی مطلع شود. سپس خداوند به فرشتگان کاتب می فرماید: بدل نمائید گناهان او به ثواب و سپس نامه اعمال او را به همه مردم آشکار کنید. مردم شاهد می شوند که او هیچ گناهی در نامه اعمالش ندارد و آنگاه خداوند او را امر می کند که داخل بهشت شود و این معنای آیه می باشد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

چرا امروز گناهان بزرگ چون زنا و شرک و قتل زشتی خود را از دست داده اند

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ الَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا ءَاخَرَ وَ لَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ‏ وَ لَا یَزْنُونَ  وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِکَ یَلْقَ أَثَامًا (فرقان/68)

ترجمه آیه: و کسانى‏اند که با خدا معبودى دیگر نمى‏خوانند و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى‏کُشند، و زنا نمى‏کنند، و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد.

1.      این آیه در ادامه صفات بندگان خاص خداوند، سه ویژگی سلبی را بیان می کند. اکثر مفسرین این سه گناه را که در این آیه ذکر شده است را بزرگترین گناهان نام نهاده اند که به ترتیب عبارتند از شرک، قتل و زنا.  این گناهان در شریعت همه ادیان آسمانی گناه بوده اند.

2.      ولین گناهی که در این آیه ذکر شده است و نشان می دهد که مهمتر و بزرگتر از دو گناه دیگر باشد شرک است. منظور از شرک فقط بت پرستی های دوران جاهلیت نیست و شامل اعتماد واهی جهان مدرن به غیر خداوند هم می شود که در موارد بسیار زیاد خواسته های خود را بر خواسته های خداوند مقدم می دارد و یا بعضا قوانین بشری را بر قوانین الهی ترجیح می دهد.

3.      کشتن مؤمن به اندازه‏اى بزرگ است که حق تعالى آن را مقارن با شرک قرار داده و از گناهان کبیره مى‏باشد. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: هر کس برای کشتن مؤمنى به اندازه نصف کلمه کمک کند ، در روز قیامت محشور می شود در حالی که بر وسط پیشانی اش نوشته شده است: «ناامید شده از رحمت خدا». در جهان امروز به دلیل رفاه طلبی، پدر و مادر ها بدون اینکه به عاقبت کار بیاندیشند مرتکب قتل می شوند آمار سقط جنین در جهان معاصر تکان دهنده است.

4.      قتل، در مواردى لازم و حقّ است از جمله: قصاص قاتل، زناى با محارم، زناى کافر با زن مسلمان، زناکارى که زن را مجبور کند، زناى کسى که همسر دارد، مدعى نبوّت، سَبّ و توهین و دشنام به پیامبر (صلوات اللَّه علیه) و ائمه اطهار (علیهم السلام)، مرتد و ...

5.      سومین گناه در این آیه زنا است. بزرگترین گناهان بعد از شرک و قتل نفس، زناست. ابن مسعود گوید: از پیامبر خدا پرسیدم: چه گناهى بزرگتر است؟ فرمود: اینکه براى خدایى که آفریدگار تو است شریک قرار دهى. پرسیدم: دیگر چه؟ فرمود: اینکه فرزند خود را بکشى از ترس اینکه از عهده نانش بر نیایى. پرسیدم: دیگر چه؟ فرمود: اینکه با زن همسایه خود زنا کنى. خداوند در تصدیق گفتار پیامبر خود این آیه را نازل کرد.

6.       در روایات دیده شدن عضوی از بدن زن که واجب است از نامحرم پوشانده شود نیز زنا خوانده شده است.حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله در حدیثی شش اثر برای زنا شمرده است که برخی در دنیا و برخی در آخرت ظاهر می گردد: آثار دنیوی زنا رفتن آبرو، کم شدن عمر و روزی می باشد. آثار اخروی بدى حساب، غضب رحمن و ورود در آتش جهنم می باشد.

7.      خداوند در برخى از موارد به قتل و کشته شدن بعضى از انسان‏ها راضى است ولى به هیچ عنوان و در هیچ شرایطى رضایت نمى‏دهد که فردى به شرک و زنا آلوده شود

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

بخشیدن مال در راه خدا و رفع نیاز حاجتمندان وظیفه قطعی است


بسم الله الرحمن الرحیم

وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْترُوا وَ کَانَ بَینْ‏ ذَالِکَ قَوَامًا(فرقان/67)

ترجمه آیه: و [بندگان خدا] کسانى‏ هستند که هنگام انفاق، ولخرجى نمى‏کنند و تنگ نمى‏گیرند، و میان این دو [روش‏] حد وسط را برمى‏گزینند.

1.      انفاق" به معناى بخشیدن مال در راه  رفع نیازهای خویشتن و یا دیگران است و " اسراف" به معناى بیش  از حد، بیجا و زیاد مصرف گردد و در مقابل" قتر" به معناى سختگیری در مصرف است و " قوام"- به معناى حد وسط و معتدل است. هنگامى که امام صادق ع این آیه را تلاوت فرمود مشتى سنگ‏ریزه از زمین برداشت و محکم در دست گرفت، و فرمود این همان" اقتار" و سخت‏گیرى است، سپس مشت دیگرى برداشت و چنان دست خود را گشود که همه آن به روى زمین ریخت و فرمود این" اسراف" است، بار سوم مشت دیگرى برداشت و کمى دست خود را گشود به گونه‏اى که مقدارى فرو ریخت و مقدارى در دستش بازماند، و فرمود این همان" قوام" است‏.

2.      انفاق یکى از وظائف انسانی و براى بنده و عبد خداوند، یک وظیفه قطعى است و انفاق معتدل آن است که توانگر در شأن توانمندى خود و تهیدست در حدّ توان خود مطابق عُرف پسندیده و شأن خود از مالش ببخشد ‏.‏

3.      بدون شک اسراف یکى از مذموم‏ترین اعمال از دیدگاه قرآن و اسلام است‏و همچنین بخل و سختگیرى و خسیس بودن نیز به همین اندازه زشت و ناپسند و نکوهیده است، اصولا از نظر بینش توحیدى مالک اصلى خدا است و ما همه امانت‏دار او هستیم و مى‏دانیم او نه اجازه اسراف مى‏دهد و نه اجازه خسیس بودن و سختگیری.

موافقین ۰ مخالفین ۰

بندگان خدا اهل مدارا با مردم و متواضع هستند

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ عِبَادُ الرَّحْمَانِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلىَ الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا(فرقان/63)

ترجمه آیه: و بندگان خداى رحمان کسانى‏اند که روى زمین به نرمى گام برمی ‏دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏دهند.

1.      از این آیه به بعد دوازده صفت از صفات بندگان خدا بیان مى گردد که بعضى از این صفات به جنبه‏هاى اعتقادى ارتباط دارند، برخى اخلاقى، پاره‏اى اجتماعى، قسمتى جنبه فردى دارد و بخش دیگرى جمعى است، و رویهم رفته مجموعه‏اى است از والاترین ارزشهاى انسان که پیشنهاد می کنم حتما خود عزیزان این آیات را با تأنی و حوصله همراه با ترجمه آیات تلاوت کنند.

2.      هون به معناى تواضع و مدارا و نرمخویى و هم به معناى سکینه و وقار است و راه رفتن با وقار و آرامش، اشاره به  نخستین ویژگی بندگان خدا یعنی تواضع دارد؛ تواضعى که در تمام ذرات وجود آنان نفوذ کرده و حتى در راه رفتن آنها آشکار است.

3.      شاید مراد از «مشى» و حرکت آرام در زمین، تنها نحوه‏ى راه رفتن نباشد، بلکه شیوه‏ى زندگى متعادل را هم شامل شود زیرا در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) در معنی هون آمده است که: مراد از راه رفتن با وقار، زندگى کردن بر اساس فطرت و هماهنگ با روحیه‏اى است که خداوند آفریده است. یعنى بندگان خدا، خود را به سختی نمى‏اندازند و در رفتار با مردم خود را مانند یکى از آنها می دانند، در شادى و غمشان شرکت مى‏کنند خود را بزرگ و بالاتر نمى‏بینند و این یکی از معانی تواضع است.

4.      در همین آیه دومین وصف بندگان خدا حلم و بردبارى است چنان که خداوند می فرماید: و هنگامى که جاهلان آنها را مورد خطاب قرار مى‏دهند و به جدل و یا سخنان زشت مى‏پردازند بندگان خدا در پاسخ آنها سلام مى‏گویند، سلامى که نشانه بى اعتنایى توأم با بزرگوارى است، نه ناشى از ضعف، سلامى که دلیل عدم مقابله به مثل در برابر جاهلان و سبک مغزان است، سلام وداع گفتن و دوری گزیدن با سخنان بى حساب آنها است، نه سلامی که نشانه محبت و پیوند دوستى است‏. یعنی مؤمن خطای نادان را نادیده می گیرد مثل اینکه حرفش را نشنیده است و یا حرف او را بخود نگرفته است و از او دور می شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

بهترین پاداش برای مربی، تربیت یافتن متربّی است

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ مَا أَسئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاءَ أَن یَتَّخِذَ إِلىَ‏ رَبِّهِ سَبِیلًا(فرقان/57)

ترجمه آیه: بگو: بر این [رسالت‏] اجرى از شما طلب نمی‏کنم، جز اینکه هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش [در پیش‏] گیرد.

1.      از این آیه فهمیده می شود که یکی از اصول تربینی پاداش دادن در قبال هر کار خیر و خوبی می باشد و خداوند کار نبوت را که تلاش بی اجر و پاداش است استثنایی دانسته بر آن تاکید می کند. از پاداش دادن هیچگاه نترسیم و هر کاری را با پاداش مناسب جبران کنیم البته لازم نیست پاداش ها حتما مادی و یا حتما خیلی قیمتی باشند تحسین زبانی خود یک پاداش معنوی است که می توانیم به راحتی به فرزندان خود ببخشیم.

2.      در این آیه پیامبر اکرم (ص) پاداش زحمات خود را هدایت انسان ها به سوی پروردگار می داند و حقیقتا بهترین پاداش یک مربی تربیت مخاطبانش است. لذتبخش ترین هدیه برای معلم این است که شاگردانش گفته های او را خوب یاد گرفته باشند.

3.      تربیت فقط در فضای آزاد و در شرایط اختیار اتفاق می افتد و انسان ها در فضای غیر آزاد و جبر، رفتاری مطابق خواسته مربی انجام می دهند ولی تربیت نمی شوند و به سمت کمال حرکت نمی کنند و لذا در این آیه نیز خداوند از زبان پیامبر اکرم به این اصل مهم تربیتی اشاره کرده و فرمود: هر کس بخواهد (من شاء) و با اختیار و آزادی راه به سوی خداوند پیش بگیرد.

4.      پیامبر اکرم (ص) بدون طمع به مال، مقام و ناموس مردم و بدون تحمیل رأی خود بر مخاطبان و بدون اجبار و اکراه و یا حتی بدون بغض و کینه و روح انتقامجویی از مخالفان خود، توانست فقط با انذار و تبشیر، انسان ها را تربیت کند. برای هر کسی که قصد کار فرهنگی و تربیتی دارند این کار ممکن است هرچند کار بسیار سختی است و سختی کار بیشتر مربوط به مبارزه با نفس است

5. مودت و محبت به اهل بیت پیامبر (ص) همان راه هدایت است و خداوند در آیه اجر رسالت را مودت به قربی و در آیه ای دیگر یافتن راه رسیدن به خداوند بیان کرده است که نشان می دهد محبت اهل بیت پیامبر همان راه رسیدن به خداوند است

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به همه ابعاد زندگی (عبادت، استراحت، تفریح، تحصیل، اشتغال و ...) باید اهتمام داشت.

 بسم الله الرحمن الرحیم

وَ هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ الَّیْلَ لِبَاسًا وَ النَّوْمَ سُبَاتًا وَ جَعَلَ النهَّارَ نُشُورًا(فرقان/47)

ترجمه آیه: و اوست کسى که شب را براى شما پوششى قرار داد و خواب را [مایه‏] آرامشى. و روز را زمان برخاستن [شما] گردانید.

1.       سُبات در لغت به معنى تعطیل کردن کار به منظور استراحت است و واژه "نشور"  در اصل از نشر به معنى گستردن است و اشاره به پخش شدن انسانها در جامعه و حرکت براى کارهاى مختلف زندگى در روى زمین دارد.

2.     در قرآن کریم چند چیز به عنوان «لباس» آمده است: شب، همسر و تقوا و همچنین در قرآن شب عامل دو چیز بیان شده است عامل پوشش (لباس) و عامل سکون و آرامش که البته آرامش و پوشش دو متغیر وابسته به هم می باشند یعنی هر دو بر همدیگر مؤثرند.

3.     خواب و بیدارى خود را با طبیعت هماهنگ کنیم اینکه گردش شب و روز و اینکه خداوند آرامش و پوشش را در شب و بیداری و تلاش را در روز قرار داده است نشان می دهد که خداوند قصد کارگردانی این عالم را دارد و هماهنگی با اراده الهی به معنی قبول ربوبیّت خداوند است. پس کار شب را در روز و کاز روز را در شب انجام ندهیم.

4.      پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت آن حضرت (ع) در روایات متعدد انسان را بیشتر از آنچه که در این آیه آمده است راهنمایی کرده اند. در روایتی امیر مؤمنان (ع) شبانه روز را به سه قسمت و در روایت دیگری امام صادق (ع) به چهار قسمت تقسیم کرده است و امور مهم زندگی را برشمرده از انسان مؤمن خواسته اند که در زندگی به مناجات با خداوند، کسب حلال، تفریح و لذت بردن حلال از زندگی، استراحت، کسب معرفت در دین و هم صحبتی و صله با مؤمنان فامیل و غیر فامیل بپردازد و از اینکه یکی را فدای دیگری کند پرهیز داده شده است.

5.     آنچه امروز ما در شیوه و سبک زندگی مردم شاهدیم اولا برخی از بچه ها و بزرگترها به طور حرفه ای زندگی می کنند در زندگی حرفه ای همه چیز فدای یک چیز می شود مثلا از هفت سالگی تا 26 سالگی محصلند و به هیچ کار دیگر نمی پردازند و تقریبا شئون دیگر زندگی برای آنها تعطیل می باشد نه در بچگی خوب بازی می کنند و نه در نوجوانی با هم سن و سال های خود تفریح و گردش و دوستی را تجربه می کنند نه در جوانی ازدواج و تشکیل خانواده و یا حتی به فکر مسئولیت های اجتماعی و غیره هستند و همیشه در مسابقه ای برای دست یافتن به مرحله بالاتر تحصیلی مشغولند پس از تحصیلات عالیه کسب حلال آغاز می شود و به صورت تمام وقت یعنی بیش از 12 ساعت در روز کار می کنند تا به قول خودشان بجایی برسند و حتی در بالای سی سال، وقتی ازدواج می کنند به دنبال کمک خرج می گردند نه همسر خوب.

6.     در روایتی امام صادق (ع) می فرمایند: کسی که به خاطر کسب حلال شب را نخوابد و حق چشمش را ادا نکند معصیت کرده و چنین کسبی حلال نیست. هرچند در ادامه همین روایت امام استثنائاتی را پذیرفته است ولی آنچه مهم است این است که جایز نیست بی خوابی و ظلم به چشم و همه اعضای بدن که نیاز به استراحت دارند به دلایل واهی مثل برنامه های تلویزیونی و یا مهمانی ها و ... 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کسی که از هوای نفس خود تبعیت می کند قابل هدایت نیست

بسم الله الرحمن الرحیم

أَرَءَیْتَ مَنِ اتخَّذَ إِلَهَهُ هَواه أَ فَأَنتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلاً(فرقان/43)

ترجمه آیه: آیا آن کس که هواىِ [نفس‏] خود را معبود خویش گرفته است دیدى؟ آیا [مى‏توانى‏] ضامنِ او باشى؟

1.       کلمه" هوى" به معناى میل نفس به سوى شهوت است، بدون اینکه آن شهوات را با عقل خود تعدیل کرده باشد، و مراد از" معبود گرفتن هواى نفس" اطاعت و پیروى کردن آن است

2.     کسی که از هوای نفس تبعیت کند قابل هدایت نیست یعنی راهی برای هدایت آن نیست زیرا ارائه دلیل و نشان دادن راه برای تابع عقل است و پیرو هوای نفس ابتدا عقل را کنار می گذارد تا بتواند به دلخواه خود عمل کند.

3.     ملاک تشخیص هوای نفس از غیر آن در تعارض با امر و نهی خداوند است که اگر در دوراهی اطاعت از امر خداوند و خواست دلش، بندگی خدا را انتخاب کرد اسیر هوای نفس نیست و اگر بندگی خداوند نکرد، اسیر هوای نفس است. عقل نمی تواند ملاک تشخیص باشد چون کسی که پرستش هوای نفس می کند عقل و علمش را نفس به خدمت می گیرد.

4.     در قرآن در آیات متعدد هواپرستى، سرچشمه غفلت، کفر، بدترین انحراف، مانع قضاوت عادلانه، سرچشمه‏ى فساد و سرچشمه‏ى غصّه های انسان خوانده شده است.

5.      پیامبر گرامی اسلام(ص) در باره هوای نفس می فرمایند:  در زیر آسمان هیچ بتى بزرگتر در نزد خدا از هوى و هوسى که از آن پیروى کنند وجود ندارد و نیز در حدیث دیگری می فرمایند: بدرستى که ترستناک ترین چیز براى امت من، پیروی از هواى نفس و درازى آرزو است؛ اما پیروى هوى انسان را از حق باز مى‏دارد و اما درازى آرزو آخرت را از یاد انسان می برد. امام صادق (ع) می فرمایند: از هواهاى نفسانی خود دوری کنید آنگونه که حذر مى‏کنید از دشمنان خود؛ در روی زمین برای انسان دشمن تر از  پیروى هوای نفس و آنچه که زبانشان بر سرشان می آورد نیست.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کسانی خوب می بینند که انگیزه برای دیدن دارند

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ لَقَدْ أَتَوْاْ عَلىَ الْقَرْیَةِ الَّتىِ أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ یَکُونُواْ یَرَوْنَهَا  بَلْ کَانُواْ لَا یَرْجُونَ نُشُورًا(فرقان/40)

ترجمه آیه: آنها [مشرکان مکّه‏] از کنار شهرى که باران شرّ [بارانى از سنگهاى آسمانى‏] بر آن باریده بود [دیار قوم لوط] گذشتند آیا آن را نمی ‏دیدند؟! (آرى، می ‏دیدند) ولى به رستاخیز ایمان نداشتند!

1.       براساس روایتی از امام باقر (ع) در این آیه مراد از قریه‏ اى که باران بلا بر آن باریده، قریه‏ ى قوم لوط است که بارانى از سنگ بر آن بارید، و نام منطقه‏ ى آنان، «سدوم» بوده است. قریه ها و آبادی هایی که خداوند حضرت لوط (ع)  را به عنوان پیامبر برای آنها مبعوث کرده بود پنج قریه بودند که چهار قریه از آنها ایمان نیاوردند و سدوم یکی از آن چهار قریه بود که در بین راه حجاز و شام قرار گرفته بود و اهل آن با بلای آسمانی و باریدن سنگ هلاک شدند.‏ 

2.     منظور از نشور، روز نشور یعنی روز رستاخیز می باشد. قرآن در این آیه فرموده است که کفار قریش هنگام سفر تجاری به شام از کنار خرابه های سدوم می گذشتند ولی آن را آنگونه که می بایست نمی دیدند زیرا از قیامت نمی ترسیدند و امید پاداش آخرت نداشتند و به زنده شدن دوباره مؤمن نبودند. پس انسان برای دیدن و عبرت گرفتن به غیر از چشم به ترس از قیامت هم نیازمند است و تنها کسانى که نور امید در دل دارند و قیامت را باور دارند، از حوادث و جرقه‏ ها استفاده می کنند. مولوی نگاه انسان ها را به دو دسته تقسیم می کند نگاه پایان بین و نگاه حال بین آنگاه مثالی می زند از خار خشک که انسان پایان بین آن را حفظ می کند زیرا می داند که در بهار آن گل خواهد داد و انسان حال بین آن را خار پنداشته از بن می کند. و چه زیبا همین آیه را ترسیم می کند که:

         از جهان دو بانک می آید بضد             تا کدامین را تو باشى مستعد

         آن یکى بانکش نشور اتقیا                 وین دگر بانکش فریب اشقیا

         آن یکى بانک این که اینک حاضرم             بانک دیکر بنگر اندر آخرم‏

3.     ایام عید فرصت سفر کردن و دیدن است. آنگونه ببینیم که بر ایمانمان بیافزاید و از شک و کفرمان بکاهد. خداوند توفیق دهد که لذات آنی و زود گذر مانع دیدن لذات باقی و اخروی نشود. آمین یا رب العالمین

موافقین ۰ مخالفین ۰

پیامبر اسلام از ما مسلمانان به دلیل کوتاهی در باره قرآن شاکی است

 بسم الله الرحمن الرحیم

وَ قَالَ الرَّسُولُ یَارَبِّ‏ إِنَّ قَوْمِى اتَّخَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُورًا (فرقان/30)

ترجمه آیه: و پیامبر [خدا] گفت: «پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کردند».

1.       مهجور یعنی ترک شده، رها شده و ترک کردن قرآن دو صورت دارد: یکى آنکه بآن ایمان نمی آورند و آنرا تلاوت نمی‏کنند. دیگر آنکه بواجبات و محرمات و دستورهاى آن عمل و رفتار نمى‏نمایند.

2.      این آیه ناراحتى و شکایت پیامبر اسلام (ص) را در پیشگاه خدا از کیفیت برخورد قوم خودش با قرآن بازگو مى‏کند. و این شکایت پیامبر (ص) امروز نیز هم چنان ادامه دارد، که بسیاری از مسلمانان این قرآن را به دست فراموشى سپردند، قرآنى که رمز حیات است و وسیله نجات، قرآنى که عامل پیروزى و حرکت و ترقى است، قرآنى که مملو از برنامه‏هاى زندگى مى‏باشد، این قرآن را رها ساختند.

3.     نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبّر نکردن در آن، تعلیم ندادنش به دیگران و عمل نکردن به آن، از مصادیق مهجور کردن قرآن است. حتّى کسى که قرآن را فرا گیرد ولى آن را کنار گذارد و فراموشش کند او نیز قرآن را مهجور کرده است.

4.     این سوال ها را هر مسلمانی باید از خود داشته باشد که آیا حقّى را که قرآن بر ما دارد ادا کرده‏ایم؟ آیا ما مسلمانانى قرآنى هستیم؟ فرق میان آن که به قرآن ایمان ندارد با آن که بدان ایمان دارد ولى آن را به کلّى کنار گذاشته و به آن عمل نمی کند چیست؟

5.     پیامبر خدا (ص) مى‏فرماید: قرآن هدایت از گمراهى، و روشنگرى از نابینایى، و بازگشت از لغزش، و نور از تاریکى، و باز دارنده از هلاک و نابودى، و رهیابى از کجروى، و راه رسیدن از دنیا به آخرت است، و در آن کمال دینتان وجود دارد، و هیچ کس از قرآن روى نتابد مگر آن که به سوى دوزخ روان شود. امام صادق (ع) می فرماید قرآن پیمان خداوند با بندگانش است پس شایسته است که مسلمان با مفاد عهد آشنا باشد. و حد اقل پنجاه آیه در هر روز بخواند.

6.     پیغمبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرموده هر کس قرآن را تلاوت کند ولى بآن رفتار ننماید روز قیامت قرآن باو درآویزد و با او مخاصمه کند و گوید پروردگارا این بنده مرا رها کرده و به آیات و احکام من عمل ننموده میان من و او قضاوت کن.

موافقین ۰ مخالفین ۰